<$SiKHooL$>

شنبه، دی ۰۱، ۱۳۸۶

سرود زندگي

زندگي ست زندگي
دل بر سپردن و عشق و ديوانگي
سر در گريبان نهادن،
آهسته گريه اي
اشكي به ياد فرو سپردن و ناگاه
خنده اي
جوشي ز عمق جان بر آمدن:
كاي عشق،
اي زندگي،
آنگاه كه رَستيم و كليدش به دست تو
گشتيم واله و شيدا و مست تو
خواندي سرود زيستن و همچون ستاره اي
گشتيم رقص واره ي خورشيد چشم تو
در پيچ و تاب باد، فغان،
سوز و خستگي
در پستي و بلندي و دل فسردگي،
يك لمحه بانگ بر آورد در دلم
عشقي بزرگ ز نازك دريچه اي:
كآنان كه مرگ را به خاك روفتند
جز زندگي و شورشان نيفروختند
آندم كه خواب
ناگزير
به دامانشان خزيد،
در رقص شان ترانه ي آرام بر دميد
در جانمان كتيبه اي بود زر نوشت
چون يادگار بيدارشان سرشت
دستي سترگ
كه ز خون اش بر آن نوشت:

زندگي ست زندگي
دل بر سپردن و عشق و ديوانگي
....
(يكي براي آندم كه يكي هست شد)

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...