آرام
كيست؟
آنكه مرا خواب مي كند
ديده ام به خواب ناب آب مي كند
كيست؟ آن كو گره به نگاهم همي زده
بال اش مرا كشد به درون و خراب و مست
آميزشي زلال و لطيف همساز مي كند
كيست؟ با من بگوييد زان نفس پاك و خوب او
زان پر گشودنش به بلنداي بيدار آفتاب
وان خوش سرود سراسر اميد و مهر
دردم فرو نشيند چو آواز مي كند
بنشانده مرا بر لب اش به ناز
غرقاب گشته لب به لب زين عشق و شور او
چشم ام ببسته ام و نجوا همي كنم:
هر لمحه اش چه هشيار و بي كلام
ديريست چه سرشار مرا خواب مي كند
(يكي)