|
<$SiKHooL$> |
|
سهشنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۶
اگه ميشه Comment نگذاريد: در باب وقتي آدم نمي داند كه چطور بازگشتش را گرم كند و آغوش بگيرد باز هم خيابان قديمي ام را مي پيمودم. به طرف خانه ام.هوا ناپايدار مي نمود و دم دماي غروب بود . پسرك را ديدم كه حالا مرد جواني بود. هنوز هم سر نبش ايستاده بود. كنار درخت و همچنان فرياد ميزد: خورشيد خوني.... كسي خورشيد خوني نمي خواد؟؟؟؟ نزديك تر رفتم و شناختمش. خودش بود. نزديك كه ميشدم سرفه مي كرد و دستمالي بيرون آورد و دهانش را پاك كرد. مرا شناخت. دستمال را كه خواست در جيبش بگذارد متوجه نگاه خيره ي من شد به دستمال اش كه لكه هاي خونش قابل تشخيص بود. مكسي كرد و اينبار با عجله و دستپاچه دستمال را در جيبش چپاند. نگاهم را بالا آوردم و به نگاهش دوختم. لبخند زد و خنديد. نتوانستم به لبخندش پاسخ ندهم. ممكن نبود. نگاهم از چشمانش جدا نمي شد. همينكه نمي توانستم پاسخ لبخندش را ندهم بيشتر سوزاندم. نزديك تر شدم.هر دو نشستيم.نزديك ترين حالتي كه مي شد رو در رو بود. و تا صبح فردا به آتشي كه نمي توانست نباشد خيره شديم. حرفها بيشتر از آن بود كه به كلام بيايد.... (يكي چون ... فقط چون. چيزي ندارم اضافه كنم) |
سيخول اكسپرس سيخول ميرزا فتوگراف چي رخداد عکاسي Fexon:Farsi Movie Database Daily Dose of Imagery کسوف راديو کالج پارک وبلاگ گروهي جمعي حقيقي خشم کوچه در مشت توست نشريه خاک گوسفندستان تا نيمه راه كارتاژ کوچه مردابي A Name For Nobody نيلگون سمياليسم رضا ناظم مينيمال ساز برگي در باد پاگرد استامينوفن قصه هاي عامه پسند سوشيانت نارنج و ترنج powered by blogger comments by HaloScan
گذشته محبوس...
اکتبر 2004
آوریل 2005
مهٔ 2005
ژوئن 2005
ژوئیهٔ 2005
اوت 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویهٔ 2006
فوریهٔ 2006
مارس 2006
آوریل 2006
مهٔ 2006
ژوئن 2006
ژوئیهٔ 2006
اوت 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
نوامبر 2006
دسامبر 2006
ژانویهٔ 2007
فوریهٔ 2007
مارس 2007
آوریل 2007
مهٔ 2007
ژوئن 2007
ژوئیهٔ 2007
اوت 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویهٔ 2008
فوریهٔ 2008
اوت 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
فوریهٔ 2010
|