<$SiKHooL$>

شنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۶

رازيانه

نردباني ساخته ام
تمام اشتياق و سراسر به رنگ زيباي رعنايي ات
پله هايش را از سر صبر
به سنگيني بودنت پرداخته ام
پايه هايش به چشمانم دوخته ام تنگاتنگ
كه ماندگار تر نيافتم از ايشان به تو، من
نويدشان داده ام
به لمس بيدار دستان ات
كه خضر را از خواب اعصار خموده اش به تماشا وا مي دارد
تكيه داده همه به ديوار سينه ام
صبورترش نيافتم از پس زخم خون و خروش تو
نگاه ات را و ديدارت را مي طلبد مدام
تا به بالا بر آيي و ببيني
نجواي شبانه ي گوش ات را
بي تابي بي خواب اش را
قلبم را
و از آن بالا
در خون زنده اش
به لبخندت كه ماه را در ميانه به رقص مي آورد
آسوده و تيمار
غرقاب كني
(يكي فقط يكي)

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...