<$SiKHooL$>

پنجشنبه، مرداد ۱۱، ۱۳۸۶

خداوند كار

پس خداوند عذاب ما را
آنگونه مقدر كرده به اراده اش
كه به جلاي تازيانه ميشناسيم اش خوب،
تا نشسته بر آستانه آن دوپاره راه ابدي
دست و پا ز دست رفته
با چشمان دوخته مان
قدمگاه بهشت و جهنم را
آنچنان نگران نشسته باشيم
تا در قحطي تصميم و
ماتم مردد برداشت يك ناچيز قدم ،
ذره ذره
چون بادبان از هم گسيخته
به هر سو عصيان گر بتابيم
به هرجا پيگير پيچش دستاويز خود باشيم
دمار از تن پاره مان درآوريم
و اضمحلالمان را به صحن اش
نافرجام مستمر شويم
(يكي فقط يكي)

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...