<$SiKHooL$>

یکشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۶

چنين گفت گراگو، آخرين گنگستر شيکاگو

روز سيزده بدر خود را چگونه گذرانديد؟؟
هيچ گونه
چرا؟
چون روز سيزده بدر براي ما هميشه دربدر ها هيچ نکته اي مجزا کننده از ديگر روزها ندارد.
چطور؟
ما عادت داريم. ننه ام از صبح مي افتد به پخت و پز و شست و شو. پدرم مي افتد به مشغوليات تنها خودش عالم به آن. خواهرم مجهول متحرکي ست از همه شنگول تر و من هم مثل هميشه اينجا در پي زرت و پرت کردن.

من امروز ، مثل خيلي ديگر روزها، دلم ميخواهد تمرين سازم را داشته باشم. دلم مي خواهد خواندنم را داشته باشم. مي خواهم موسيقي مناسبي جلو چشمم بيايد. و مي خواهم مثل هر روز به علت هزار اتفاق ريز و درشت شب را مثل خيلي ديگر شب هاي خالي از اين کارها، کپه نگذارم.
من در صددم تا اين نشدن را ذره اي و دفعه اي هم که شده در تمام ابعاد زندگي ام به شدني هرچند کوچک تغيير دهم. مي شود آيا؟؟؟

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...