<$SiKHooL$>

جمعه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۶

خريد که ميريد خريد؟ يا نه.... ميريد خريد که نيازمند خريديد؟ يا نيازمنديد که ميريد خريد؟2

خب تا اينجا سعي کردم چند نکته تا حدي روشن شده باشه. اول اينکه افراد با سهم مصرف از درآمد شون قابل مقايسه نيستند. دوم اينکه اين سهم تحت تاثير شديد شرايط زندگي فرد هست. پس سوم اينکه نمي شه بحث هنجاري رو وارد کرد که کدوم فرد از جامعه با اين چنين مقايسه اي در راستاي بهبود جامعه موثرتر واقع مي شه. و چهارم که خود نکته جالبي هست ميزان کل مصرف افراد است که طبقه صاحب سرمايه به مراتب مصرف بالاتري دارند تا طبقات ديگر جامعه. مساله ديگري که قابل بحث هست سبد مصرفي اين دو گروه هست. جدا از کيفيت مصرفي اينکه هدف مصرفي براي هر گروه چيه هم مي تونه مد نظر قرار بگيره.
من حتي به نظرم بايد ديد تصوري که از فرد داراي درآمد بالا در زمان طرح نظريه هاي سرمايه داري مي شده چي بوده. شايد واقعا با نگاهي سطحي بفهميم کساني که روزي درآمدهاي بالا داشتند واقعا صاحبان سرمايه و توليد بودند. يعني کارخانه دار و زمين دار و الي آخر. اما امروز هر ننه قمري ممکن است درآمد بالايي داشته باشد بي اونکه لزوما صاحب توليدي باشه. و اين نکته مهميه. چون مسلما اخلاق مصرفي کسي که درآمد خود را از توليد کارخانه اش کسب کرده با کسي که به طور مثال درآمدش از هيکل خوب يا صداي قشنگ اش کسب شده متفاوت خواهد بود. صداي فرد لزوما وابسته به درآمدي که فرد کسب مي کند نيست اما سرمايه کارخانه و ادامه توليد کارخانه وابستگي بيشتري به اين درآمد دارد. در نتيجه حتي اگر بخواهيم قبول کنيم که اين درآمد بالا منتج به سرمايه گذاري و درآمد بيشتر و توليد بيشتر و رفاه بيشتر و ... مي شد ، امروز بايد کمي در اين مورد شک کرد.
مساله ديگر نوع مصرف است. اونچه که تا الان روشن شده اينه که هرچي درآمد کمتر باشه سعي در استفاده بهينه از اون بسيار بيشتر هست. يعني سعي ميشه بيشتر جوانب زندگي با اين پول پوشش داده بشه. يعني هم آينده رو بسازه و هم حفظ بقاء کنه. اما از طرفي هم ممکنه در سطح خاصي از درآمد فرد مورد نظر با تمام آينده نگري و مصرف صحيحي هم که داره نتونه چيزي بيش از حفظ حيات رو تأمين کنه. اما در سطوح بالاي درآمدي چه اتفاقي ميوفته؟ در چنين سطوحي به نظرم لزوما رفتار ها يک شکل نيستند. يعني بايد يک ترکيبي مد نظر قرار بگيره، که هم ميزان بهره مندي امروز فرد درش نقش داشته باشه و هم آينده نگري او. بسته به نوع نگرش افراد کساني هستند که با بالا رفتن سطح درآمد شان تغييري در اين احساس شان ايجاد نمي شود که بخواهند آينده را هرچه بهتر تأمين کنند. پس معمولا زندگي خيلي شلوغي نخواهند داشت. اما هرچه سطح درآمد بالا ميرود آنچه عموما اجتناب ناپذير به نظر مي رسد اينست که فرد خواه ناخواه به زندگي لوکس کشانده مي شود. هر سطح درآمدي لازمه اش ظاهري ست متناسب با طبقه هم ارز خود. پس آينده نگري تا آنجا تعديل مي شود که فرد به طور مثال از درآمد خاصي به بعد همواره با ليموزين و هواپيماي شخصي به مقصد خود برود. اما کساني هم هستند که خيلي لزوما آينده نگر نيستند. اين مساله باز راجع به صاحبان توليد کمتر صدق مي کند. خصوصا آنهايي که خالق سرمايه خود بوده اند. خالق نه لزوما به اين معني که صاحب حق هم بوده باشند. منظور در چارچوب سيستم اقتصاد بازار و قوانين مدني جامعه سرمايه داري ست. اما کساني که امروز را به فردا خيلي ترجيح مي دهند معمولا يا همان طبقه ستارگان زاييده از هنر هستند يا وارثان سرمايه. طبقه اي که رو به رشد هم هست. و به تدريج شاهد نيم طبقه ها و درجات ريزتر اين طبقه هستيم. که البته بيشتر هم در همان جوامع سرمايه داري شکل گرفته تا جوامعي مثل ما که نه سرمايه داري کامل هستند و نه جوامعي که در ضعف اقتصادي بسر مي برند.
زندگي لوکس دو جنبه دارد. يه باطن مساله است و ديگر ظاهر آن.
بازم ادامه داره...

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...