|
<$SiKHooL$> |
|
دوشنبه، بهمن ۳۰، ۱۳۸۵
او از پسران خوابزده آخرين اسطوره پا به ماه بود که در پاک دامن ترين آتشفشان حيرت زده به طرز معجزه آسايي به رئال ترين خود انگيختگي ممکن دست يافت. او بعد از برخورد از پيش تعيين شده اش به آخرين تبريزي برگ ريز يکطرفه ترين خيابان مشجر، تصميم گرفت در يک نيم دور به قاعده ميدان مثلثي متساوي الاضلاع تعديل شده اي خواهد توانست خود را مجاب کند که چگالي دود از پيشينه تاريخي اش بيشتر است. و در ادامه ي اسمش مي شود آخرين ليف فروش خيابان را راضي کرد تا پيوند مبارکي به رنگين ترين تقارن ليف هايش ميان نامش و سيگار بزند تا او سرآخر، شب چهارشنبه سوري خود را براي اولين تکرار تجربه سيگارش قانع کند که در آخرين پرش نامتعادل از شعله ها ، ميان آخرين گام لختي اتراق کند و در خلوت ابدي شعله ها سيگاري چاق کند. او هم اکنون اين اصطلاح را مشما شده در بالاترين جيب لباس اش براي ابراز به موقع نگاه داشته است.
(يکي براي آنکه زندگي و فلسفه اش را از سوراخ جيب اش از کف داده) |
سيخول اكسپرس سيخول ميرزا فتوگراف چي رخداد عکاسي Fexon:Farsi Movie Database Daily Dose of Imagery کسوف راديو کالج پارک وبلاگ گروهي جمعي حقيقي خشم کوچه در مشت توست نشريه خاک گوسفندستان تا نيمه راه كارتاژ کوچه مردابي A Name For Nobody نيلگون سمياليسم رضا ناظم مينيمال ساز برگي در باد پاگرد استامينوفن قصه هاي عامه پسند سوشيانت نارنج و ترنج powered by blogger comments by HaloScan
گذشته محبوس...
اکتبر 2004
آوریل 2005
مهٔ 2005
ژوئن 2005
ژوئیهٔ 2005
اوت 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویهٔ 2006
فوریهٔ 2006
مارس 2006
آوریل 2006
مهٔ 2006
ژوئن 2006
ژوئیهٔ 2006
اوت 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
نوامبر 2006
دسامبر 2006
ژانویهٔ 2007
فوریهٔ 2007
مارس 2007
آوریل 2007
مهٔ 2007
ژوئن 2007
ژوئیهٔ 2007
اوت 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویهٔ 2008
فوریهٔ 2008
اوت 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
فوریهٔ 2010
|