|
<$SiKHooL$> |
|
دوشنبه، آذر ۲۷، ۱۳۸۵
A Trio we call” sunny side behind”I Third episode: swimming in darkness with a box of fire in my chest.every movement is frozen by my methodologyو من تا آخر شب کاملا دريافته بودم اين جور عدم درک هاي غير متقابل را. و دوباره اين احساس شديد در من شکل گرفته. احساسي که خالي از ماه نيست و رفتن. و نه اينکه ايستاده باشم اما رفتن و رفتن در راهي که شايد هزار رفته داشته ولي من تنها سکوت را در اين راه يافته ام. سکوتي هم از پيرامون و هم از خودم. سکوتي که نشکسته اش بهتر است. اين نگفتن هم عجب چيزي ست.و من باز دريافته بودم که چرا آدم ها يکهو جلو چشمم سبز نمي شوند. و چرا اتفاقات کارساز برايم نمي افتند. و چرا آنجايي که داد من در مي آيد پيدا نمي شود. و چرا جايي نيست که بشود ريخت و بر هم زد و به بيابون زد و آنوقت من آنجا باشم. من آنجا باشم در ساعت مناسب. نه انگار ساعت پنج عصر من به اين زودي ها فرا نخواهد رسيد. و من دريافته ام که چرا آن آدمها به من اتفاقي برخورد نخواهند کرد. مي گويد برا اينکه تو خودت را کنترل مي کني. با خودم فرو مي روم و آنگاه مي فهمم که نه. شايد فقط اين نباشد. چون هميشه من همه را اتفاقي در ذهنم ديده ام. اگر دادي يا اشکي بوده ريخته ام. اگر شکستني بوده شکسته ام و همه اينها را با تمام وجود احساس کرده ام و به نتيجه رسانده ام و آنگاه برگشته ام به خيابان و عالم بيرون. و آنوقت دليل ها براي اتفاق ها محو مي شوند.و آنگاه واکنش هايم همه درجا مي زنند. و آنوقت قهرمان بودنم هم ديده نمي شود. و حتي هيچ و همه بودنم. و ديده نمي شوم. حتي اگر همه داد و هوار کنند که ديديمت!!! براي بودن تنها لازم نيست که يکي بزايد بعضي وقت ها ميميري زنده مي شوي و باز ميميري با اين حال زنده نيستي در تمام اين احوال با همه مرگ و زندگي با همه پستي و بلندي تو بودي تنها در فکر و ذهن يک خلاق در عصر يک روز پائيزي وقتي براي آخرين شعر عاشقانه اش مي خواست وزن مناسبي بيابد به تناسب سوز هاي گذران پس بياد داشته باش و ايمان هم بر عدمي که از رابطه مرگ و نبودن زاييده مي شود (يکي براي اينکه گفته بوده مرگ حيف که خريدني نشد و ياد آورش شدند که گه خورده) |
سيخول اكسپرس سيخول ميرزا فتوگراف چي رخداد عکاسي Fexon:Farsi Movie Database Daily Dose of Imagery کسوف راديو کالج پارک وبلاگ گروهي جمعي حقيقي خشم کوچه در مشت توست نشريه خاک گوسفندستان تا نيمه راه كارتاژ کوچه مردابي A Name For Nobody نيلگون سمياليسم رضا ناظم مينيمال ساز برگي در باد پاگرد استامينوفن قصه هاي عامه پسند سوشيانت نارنج و ترنج powered by blogger comments by HaloScan
گذشته محبوس...
اکتبر 2004
آوریل 2005
مهٔ 2005
ژوئن 2005
ژوئیهٔ 2005
اوت 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویهٔ 2006
فوریهٔ 2006
مارس 2006
آوریل 2006
مهٔ 2006
ژوئن 2006
ژوئیهٔ 2006
اوت 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
نوامبر 2006
دسامبر 2006
ژانویهٔ 2007
فوریهٔ 2007
مارس 2007
آوریل 2007
مهٔ 2007
ژوئن 2007
ژوئیهٔ 2007
اوت 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویهٔ 2008
فوریهٔ 2008
اوت 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
فوریهٔ 2010
|