اين يک سند تاريخي ست
سال ها بعد خيلي سخت و دور از انتظار نخواهد بود ....
بالاخره امروز ِ ما هم براي عده اي محصل پشت ميز و کتاب ، حفظ کردني خواهد شد.
و آنروز من چه احساسم قرابت و نزديکي ست با او
آن هنگام که خودم روزي ، چنين ديروز خودمان را مي خواندم و مزه حقارت ، سرخوردگي ، جهل و تحجر را به دهان مي چشيدم و پشتم را در پس آن همه تملق و ظاهر سازي و کلام زير بار شرم اش مي فرسودم.
شايد تصميم آنروز من با او يکسان نباشد فرداي روزگار
شايد دوستان و همراهان امروز من به اطرافيان او نمانند در پس اين گير و دار
شايد آموزگار او...نباشد جز روزگار ....اما ...اما...
باز اما اميدم هست و آرزو که او روزي به مانند من دست بر نوشتن چنين سطوري نبرد.