<$SiKHooL$>

سه‌شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۵

عيني ترين هيچ به نام آزادي

عدم آزادي!؟
آن هم از ما؟
ما که آزادي را از همان کودکي آموخته شده ايم
آنوقت که آزادي ِ نوشتن را بر پشت دست چپ ثبت کردند
هنگام نوشتن نام خدا

و آزادي بيان را
در سرخي گونه ها از کشيده اي
آنگاه که گمان گفتن ِ ناگفته اي را
به خيال ضارب مي پروراندي در سر

و آزادي در نگاه و مواجهه و انتخاب
هماندم که پس گردنمان از نوازش قهرآلود ِ پدر رنگ مي گرفت
پيش از برآوردن سر به ديدن آنچه پدر
به ايمان سنگين اش،
حرام مي دانست
تجربه نتيجه خودآموخته اش را
آري ما آموخته گان آزادي هستيم
نه بر کلام
که در خون و پوستمان
ما آموخته ايم آنچه بايد را
به زور
ليک نه آنچه شايد را
در فرياد خالي ترين حجم حضور
الزام امروز را
خون و پوست جاندار ات را
به آنچه عدم اش سطر مي آفريند
در شدن ات باز خواهي يافت
در پوست کندن ات
در خون ريخته ات
(يکي بخاطر آزادي هرکي)

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...