<$SiKHooL$>

یکشنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۸۵

عشق هليوم ناک

صبح پا ميشي و ميبيني آسمون ابريه. بعد متوجه ميشي رو پيشونيت برچسبي هست که روش نوشته دل گرفتگي.
احساس اجتناب ناپذير گم شدگي يا گم کردگي.ترکيبي مضاعف از عقب موندگي جبران ناپذير همراه با آگاهي از عدم استمرار در تلاش هاي جسته گريخته.و البته زنده نگاه داشتن خواسته ات بر شدن.
احساس عروسک خيمه شب بازي اي که دراين هواي ابر آلود گم کرده سر رشته نخ هايش را که به کدام مقصود ختم مي بايد شدن. تحرکي بي ذره اي علم بر مبدا حرکت. روزهايي که مي داني، با تمام وجود مي داني و هزار خنده و طعنه هم کار را بدتر مي کند. مي داني تنهايي و اين تنهايي ات را عزيز هم ميداري اش و با اين حال دوست هم داري با کسي کنارت تنهايي ات را شريک شوي. حضوري در کنارت، حضوري در خاطرت باشد که بتواني تنهايي ات را بر خودت دلنشين کني. و آنوقت اگر تنها نگاه باشد چه آدم خودش را و راه اش را باور مي کند. بي آنکه به تکيه گاهي مدد جوييده باشد.
و چه زيبا ميبيني خورشيد را و با خودخواهي تمام باور مي کني که به خاطر توست آمدن اش تا ارزاني بدارد آن ريشه ي گم شده ات را. تا آغوش اش را از تو دريغ در خاطرت نگذارده باشد. و بعد ياد روزي همسان امروز مي افتي نه با حال و هواي امروز ليک. روزي اينچنين که باز آمدِ خورشيد بر شانه هاي سبک شده ات را جشن گرفتي. شده خود را آنقدر بسوزاند تا ذره اي از وجودش از پس اين ابر جان تو را سيراب کند.
پس از لختي مستي ،آنوقت که ميبيني خورشيد را مي خواند و ابرها را به کنار مي آورد و ناگاه تو چه زيبا مي يابي که خواسته اش چه باور کردني تحقق مي يابد و باز خود را مي سوزاند. آنوقت که ميبيني آنرا و حال را هم که خودت چنين يافتي خورشيد و ابر را، چه مي خواهي ديگر؟هان؟ چه مي خواهي؟
يادم آمد. کاريست که شده. رنگيست که برت گرفته. تنهايي اي به گستردگي ابرها. ليک اينبار خنده ميان اش
(يکي به همان که کلام اش را خوانده بود)

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...