<$SiKHooL$>

جمعه، تیر ۱۶، ۱۳۸۵

دختر زمين

پيراهني خواهم ساخت
زمزمه هاي قلبم را به تار
اشک هايي که نريختم را به پودش
مي دانم
آسمان را به سردي امشب اش ايمان دارم
آسمان امشب سوزناک ترين مويه ها خواهد بود
زجه هاي جگرخراش حنجره خشک اش از پس
من نياز اندوه بار زمين را در نيمروز
خشکي لبانش را در پس خنده اش
من خستگي لگدمال شده اش در طي قرون را
در تنهاترين بوسه هاي امروزش دريافتم
باري
خلوت ترين پيراهنم را
امشب
همان که در رثايش سرودم
به گردش خواهم گرفت
از بوسه هاي خورشيدکان شب نشينم
سينه ريزي به گردنش خواهم آويخت
و آنوقت چه دلنشين خواهد بود
دعوت کردن تو
به جرعه اي خورشيد و
تکه اي ماه
(يکي از براي آنکه روانم را روشن شد )

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...