<$SiKHooL$>

یکشنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۵

مزه هاي دلتنگي

تاريکست و نه شوم
خداوندگارش خودمم اينبار
نمي خواهم ديگر ببينم بردنم را
تکه تکه شدنم را
نمي خواهم ببينم ديگر لحن اين جيغ هاي مکرر را
فرياد هاي متصل اش را
آري اين نشاط گونه فريادي مي بايد و آنها غرقآبه هاي شادي
ديگر نمي خواهم شاهد اين انتظار هاي نمناک و مرده اي باشم
که از فرط انتظار
به عادت منتظرند
نه اصرار نکنيد
اصرار نکنيد نشانم دهيد خنده هايي سخت را
که تقاص شان را هزاران آه ميدهند
در کوچه هاي باريک
دل هايي بزرگ در تنگناي وسع شان
و خسته بر پنجره
از اينهمه اصطکاک روح و تن شان
خنده هايي که کريه ترين وجهه ذلت را
به سطح تصوير مي کشند

اينبار تنها مي خواهم تنها
بنشينم سيال
در تاريکخانه ام
و لمس کنم اينبار آنچه ديده ام را
لحن اش را
رنگ زمخت دست و دل اش را و زخم اش را
و سر به درون اين رنگآبه هاي خندان فرو برم

آنچه ديده ام را
در اين تاريکخانه
نشسته ام باري
به اميد
به آماده شدنشان
براي ظهور
(يکي)

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...