<$SiKHooL$>

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۸۵

کورانارگيلاس

سوره هاي انتقام خداوند
از آنهايي که اختيار داشتند نخواهند
پندار ژنرال در هزار توي خود
آنچه ميافت بر ما خواندني و مقدس ميافت
حتي شمار کشته گان و گشته گان اش
(يکي)


شاد بود و من
امتداد خنده اش را بر کمال شمعداني پنجره ات
به دنبال پرندگان خيالم در آن دو آبگير آبي و نمناک
به پرواز در آمدم
آنقدر صميمي بود که رفتن اش را
تصوري نداشتيم
پس آنگاه
بوسيديم، زمان را
بر چشممان، نشانديم اش
خورشيد را ساعتي ساخته بوديم
با خورشيد آمديم و با ماه آميختيم
و در تولد زمين آسمان را در ميهماني پيامبران بامداد
به شرابي سرخ آغشتيم
(يکي)


نگاه تنهاي تو کافي بود
تا مرا از تنهايي قرون پيشين ام باز رهاند
تنها نگاه تو کافي بود تا من بفهمم
چرا هزار لب تشنه را
چشمه اي کافي ست
(يکي)

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...