<$SiKHooL$>

شنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۸۵

چمبالدازار

شب شده. يه آتيشي براه کرديم کسي بيدار نيست آتيش روحلقه اي از خيال و رويا دربرگرفته. فقط منم و ماهم. يادم نبود بگم وسط راه بوديم که کامبيز هم همراهمون شد. کامبيز يه کاکتوسه که خيلي خوش تيپه. کلي براش سر ودست ميشکونن. روزي که ديدم اش داشت با خودش حرف ميزد. وقتي فهميد ما مسافريم و همه مون به دنبال من داريم ميريم جايي که بتونيم برگرديم چيزي رو که اونروز نتونستيم داشته باشيم بدست بياريم، انگار جواب همه مشکلات اش رو داده باشن پريد بغل من و يه چند ساعتي تو بغلم بود. تيغاش اذيتم نميکرد که من خودم سرتاسر تيغم. خلاصه اينکه همراهمون شد شايد پيدا کنه کسي رو که بتونه چيزي جز ظاهرش رو درک کنه.چقدرم شبيه خودمه.
اونم همراه بقيه خوابه.
به ماه نيگاه ميکنم . به يه لبخند مهمونم ميکنه. دعوت اش رو رد نميکنم. کسي نميدونه اما تا چند وقت ديگه سفرمون تمومه. فکر کنم بايد يکم توقف کنم. لازممه. فقط ماه ميدونه. ماه که تنها او بود و هست که همه چي رو ميدونه. دليل اين سفر رو. و اينکه چرا اينجا.ميدونم که موندني نيستم. بازم بايد برم اما ايندفه نميدونم کسي باهام بياد. دفه پيش کسي نميدونست چطوريه. ادامه اش هم از سر رفاقت بود اما اينکه بازم دنبالم بيان....

سالها دل طلب ميکرد
نميدانستيم اما آنچه طلب ميشد
چيزي نبود که در متون نگاه هايمان مکتوب شده باشد
پس چشم بر بستيم
آن هنگام بود که صداي طلب اش را
ديداري واجب شد
تا از نگاهش آتشي بياموزم
همراه همواره
(يکي)

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...