<$SiKHooL$>

یکشنبه، فروردین ۰۶، ۱۳۸۵

فکر کنم اشتباهي شده!

خيلي وقته يا شايد جزو معدود دفعاتي باشه که من خواننده هاي وبلاگ خراب شده ام رو مخاطبم قرار ميدم. تا اونجا که يادم مياد وقتي برا اولين بار به فکر زدن يه وبلاگ افتادم همانطور که در نوشته اولين ام گفته بودم برادر گوسفند ، همسايه ديرينه مان ، وبلاگي زده بود و خودش و خاندان گوسپندي اش را همراه با چوپون دروغگويي در معرض هزار و صد فارسي بلد قرار داده بود و شوري مسلسل و نا گفتي هيکل اش را در بر گرفته بود. پس من که سيخول درونم را به تازگي کشف کرده بودم .( تازگي ها هرکي هرچي درونش پيدا ميشه کتاب اش مي کنه) مسئوليتي عظيم و وجداني در شناساندن اين سيخول ها به عالم وبگرد ها و ولگرد ها احساس نمودم و خوشحال شدم از اينکه شايد از اين طريق بتوانم سيخول هايي از اين دست و يا حتي از اون دست را بيابم که بي تأث?ر هم نبود. يادم نمي آد تا امروز دليل نوشتن هاي بي پايانم را رسالت خبر رساني يا آگاه سازي مردم يا به خورد دادن نوشته هام به مردم يا هر کوفت زهرمار ديگه اي اعلام کرده باشم. هرکي فکر مي کنه من ننه قصه گو هستم من معذرت مي خوام . هرکي فکر کرده من قراره بامزه بنويسم بازم معذرت مي خوام . برا فلسفي ننوشتن هام و فلسفي نوشتن هام و زياد نوشتن هام و کم نوشتن هام هم معذرت مي خوام. برا هرچي گنگ نوشته ام هم معذرت مي خوام . من برا همه وقتي که ازتون تلف شده کمال تأسف رو دارم. من برا هرچي که شما انتظارش رو داشتين يا انتظارش رو نداشتين ازتون معذرت مي خوام . من برا اينکه بعضي حروفم "؟" ديده مي شه معذرت مي خوام .همينطور از اينکه بلد نيستم دو ستوني بنويسم هم معذرت مي خوام . من از اينکه اين همه معذرت خواستم هم معذرت مي خوام . من برا هر سوء تفاهم يا عدم درکم از شما معذرت مي خوام.
فکر کنم به اندازه کافي معذرت خواستم ، نخواستم؟ خب اگه کم معذرت خواستم ، معذرت مي خوام.
خب حالا ديگه فکر کنم به قدر کفايت معذرت هام رو خواستم . اگه قبول کردين که خيلي ممنون . اگه قبول نکردين مهم نيست اگه هم کم تون بود که اصلا مهم نيست. حالا ديگه خيالم راحته. از حالا مي تونم هرچقدر دلم خواست . راجع به هرچي دلم خواست برا هرکي دلم خواست بنويسم. فکر مي کنم از حالا بتونم بدون مزاحمت براي کسي اگه دلم خواست يه خط بنويسم اگه دلم خواست 100 خط. فکر کنم بتونم از اين به بعد بدون هيچ نگراني از خواننده اي کمي خودم رو اينجا خالي کنم و تنها سرگرميم رو با خيال راحت داشته باشم. مال خود خودم. دلم ميخواد ماستم رو بدون نگاه ديگرون بخورم. فکر کنم اين حق رو دارم. فکر کنم بتونم بعد از حدود 10 سال برم رو همون تاپ و هي تاپ بخورم و هي تاپ بخورم. "جايي که من با من هيچ فاصله اي نداره. حکومت مطلق نفسه و به کسي هيچ ربطي نداره" (پري). هرچي دلم خواست فلسفي مي نويسم. انقدر فلسفي مي نو?سم که کسي عمرا فکر اينجا اومدن به سرش نزنه . دلمم بخواد داستان هاي ماليخوليايي مي نويسم .
الانم اگه عشقم بکشه دو سه خط الکي مي نويسم . بي خودي زياد مي نويسم. شک نکنين اينجا داره وقتتون تلف ميشه. دارم همه چي رو خراب مي کنم؟ خودمه لوس مي کنم؟ اين که چيزي نيست تازه من ته تغاري هستم و بچه ننه. هيچ هم جنبه ندارم. ديدين که با يکي دو تا ايراد ساده چطور دارم خودم رو مي گيرم و قهر مي کنم.
با کسي قهر نيستم ها! من عمرا با هيچ کي قهر نمي کنم. عرضه اين کارا رو ندارم اصلا. ولي بعضي وقتا بد نيست آدم اداش رو درآره.
فکر مي کنم بد نباشه يه امتيازي هم بدم به کسايي که بازم حوصله مي کنن بيان وبلاگ يه سيخول خل و ديوونه رو بخونن. حالا که من حکومت بلا منازع وبلاگم و هرچي که توش مي خوام بنويسم رو بدست گرفتم ، شما هم اجازه دارين حکومت بلا منازع کامنت رو داشته باشين و هرچي فحش و غر و نقد و حتي قربون صدقه( از اونا که ميدونين يکيش هم منو از پا در مياره و دچار خفگي مي کنه) دلتون خواست توش بنويسين . اصلا مي تونين هرجا بهتون زور اومد اينجا با چند تا فحش آبدار خالي اش کنين سر من. فکر نکنين هم که زشته . حتما که لازم نيست اسمتون رو بذارين که. آره بابا . بگو و برو . کي به کيه .
فکر کنم تقسيم قدرت هم به شکل منصفانه اي صورت گرفته و ديگه هيچکي هيچ مشکل? نداره. نه من به حرف شما گوش مي دم و نه شما به حرف من. هرکي کار خودشو مي کنه شايد روح آدام اسميت به تعادل برسه.

برا اينکه بدونين شوخي ندارم ايندفه هيچي آخرش هم نمي نويسم.

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...