<$SiKHooL$>

یکشنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۴

لطف كن و در اين كادر چيزي بنويس:

بعد از مدت ها بي خبري از دبيرستان و اوستاهامون و در عين حال هميشه به فكرشون بودن يكي اومد و گفت كه بيا فلان كنيم و بهمان و كلي دنيا رو متحول كنيم و بعد هم يه فرمي و يه سري نوشته برامون پست كرد كه آخريش پر كردني بود و در يكي از قسمت هاش اين جمله بالايي نوشته شده بود و يه كادر كوچيك هم بهش اختصاص داده بودن و فكرشو نكرده بودن كه اگه يكي بخواد يه چيز گنده بنويسه اينطوري غمباد ميگيره . قبلا ديده بودم با نگاه چپ چپي گذاشته بودمش اونور و امروز(يا بهتره بگيم امشب) رفتم سراغش و رفتم تو فكر كه حالا چي؟
هر چي باشه بايد يه طوري به اينا حالي كنيم كه من چه سيخول ماه و باحالي هستم و چقدر كارم درسته.
اول گفتم گنده بنويسم "خواهش ميكنم".....نه. بعد گفتم بنويسم "لطف كن و در اين كادر چيزي بنويس"....نه. ميشد بنويسيم كه يه سوال زيركانه براي دريافت ارزشيابي از كارشون؟ به هر حال چيزي كه نوشتم بيشتر از ايني كه اينجا خواهم نوشت نيست.
لطف كن و در اين كادر چيزي بنويس:
_چي بنويسم؟
_هر چي دوست داري و دوست نداري.
_تو ميگي كدوم بهتره؟
_واقعي تره.
_واقعي؟.....يعني چي؟
_يعني اوني كه ساختني نيست و سوختنيه. اونكه جزئي از وجودته يا تصويري ازشه.
_چرا بايد سوخت؟
_تا تموم بشي.
_تموم بشم كه چي بشه؟
_تا دوباره شروع بشي.
...
شروعي كه پايان نداشته باشه ناقصه همانطور پاياني كه شروعي رو به دنبال نداشته باشه.
Sometimes it's not very bad to sell ourselves just to know how valuable we are.

گويند مرا كه دوزخي باشد مست
قولي ست خلاف دل در آن نتوان بست

گر عاشق و ميخواره به دوزخ باشد
فردا بيني بهشت همچون كف دست
(دكتر(حكيم سابق) عمر خيام)

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...