<$SiKHooL$>

سه‌شنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۸۴

غمولوگ

امشب ماه روش رو كرده اون ور و داره نگاه ميكنه به دور دورا. من نيم رخش رو ميبينم.
ميدونه نگام بهشه و 6 دنگ حواسم هم. و در فضايي كه برا خودمون خلق كرديم دارم سير ميكنم.اينكه ما اصلا چطوري با هم دوست شديم و بيشتر نگاه ميكنيم تا حرف بزنيم. شايد اشاره اي و همين. ما بيشتر شبا مهموني داريم.خدا كه سرش شلوغه و گه گاه يه سري بهمون ميزنه و هميشه جاش خاليه وقتي نيست.ماه هم كه بيشتر روزا هست و اگه مهموني باشه بعيد كه ماه نباشه. منم كه ميزبانم و اما درخت نارنج هم هست. هر شب همه نارنج هاش رو مي شمره و روشون رو دستمال ميكشه و در همون حال هم حرفهاشو ميزنه تا كاراش تموم شه و بره بخوابه.بعضي وقتا هم گوسفند يه سري بهمون ميزنه و همه رو سر حال مياره. اما بيشتر وقتا منم و ماه .ماه امروز از وقتي پيداش شده بود روش اونور بود و داشت نگاه ميكرد به دور دورا. تنها همون كه اومد يه سلام يواشي كرد كه نكنه حبابي كه اطرافش رو در بر گرفته بود بتركه.بعد چند وقت يهو پرسيد:"دوستي ما چه فايده اي داره؟".
اما من جوابش رو ندادم. سوالش دنبال جواب نمي گشت. فقط يه سوال بود و همين.بعد پرسيد:"چرا من بايد تو اين دنيا با يه سيخول دوست باشم؟"-"من كه ماهم و تو در برابر من هيچ به حسابم نمياي اما من كه تموم دنيا و زمين رو گشتم تنها تونستم با تو دوست بشم". منم ساكت نشسته بودم و سرم رو انداخته بودم پايين و گاهي منم به اجبار لطيفي نگاهم به دور دست ها خيره ميشد.اونوقت همونطور كه روش به اونور بود تا شايد بتونه نگاهش رو از من پنهون كنه غمي كه در چشمانش حلقه زده بود سرازير شد و گفت:"من يه ماهم. تو يه سيخول. دوستي ما ايرادي نداره. اما اينكه من و تو تنها دوستاي هميم. ما از يه جنس نيستيم. من ماهم. تو سيخولي. ما باهاس بتونيم با يكي هم قيافه خودمون حرف بزنيم و دوست بشيم...." اونوقت بود كه بغض اش تركيد و هاي هاي زد زير گريه. وقتي خواستم بغلش كنم و آرومش كنم و يه لحظه ديدم كه نميتونيم همديگه رو بغل كنيم اشكاش رودي شد كه شر و شر ميرخت رو برگهاي نارنج و خودشو منعكس ميكرد. و اونوقت بود كه فهميدم منظورش چي بود. حق با او بود. ما با همه اينكه دوستيمون خيلي با ارزش بود يه چيزي كم داشت و اونم تفاوت راهي بود كه هر كدوم طي ميكرديم و تقدير نا همگونمون.
اون شب تا صبح بارون ميومد.

دوش چه خورده اي بگو، اي بت همچو شكرم
تا همه سال روز و شب، باقي عمر از آن خورم

گر تو غلط دهي مرا، رنگ تو غَمز مي كند
رنگ تو را بديده ام، دنگ شده ست اين سرم

(استاد(مولانا سابق) جلال الدين رومي)

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...