<$SiKHooL$>

یکشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۴

كرال دست به سينه

امروز يه روز كاملا متغير بود.اول آفتابي و گرم بود.بعد يكم ابري شد.يكم هم بارون زد.بعد هم خدا ديد مثل اينكه با اين چيزا اتفاقي نمي افته و هوا گرمه. پس كولر رو روشن كرد و انصافا وقتي خدا كولر روشن كنه خيلي باحال ميشه.
بعد از مدت ها دوباره روي آوردم به موسيقي سنتي.اين از بركات دوستاي خوبه.همون كه هنوز جاي سيلي كه تو زمستون خورده درد ميكنه.
امروز تو خونه حرف عوض كردن خونه شد. با اينكه روزي ده بار دارم به دوري خونمون و گنديه محلمون غر ميزنم و فحش ميدم اما وقتي اسم خونه عوض كردن كه اومد يهو حس كردم من چطور ميتونم جايي غير اينجا زندگي كنم. تقريبا تمام عمرم رو تو همين ده كوره گذروندم و با همه چيش خو گرفتم. با سكوتش. با باغ هاي اطرافش. با خلوتيه ديوانه كننده اش كه سالي يه آدم از اينجا رد نميشه.(من هم نگفتم كه ديوونه نيستم).واقعا نميتونم.من روحياتم با اينجا يه شكل شده.شايد اگه جايي به اين خلوتي باشه بشه اما من تمام خاطراتم رو بايد اينجا بذارم و برم و دلم حسابي تنگ خواهد شد.
اين پايبندي به گذشته نميدونم تا چه حد من رو به دردسر خواهد انداخت. مطمئنا كم نه.
مثل كسي كه بخواد مؤدب شنا كنه. كرال رو دست به سينه بره.

روئينه تني كه راز مرگش
اندوه عشق و غم تنهايي بود
آه اسفنديار مغموم
ترا آن به كه
چشم فرو پوشيده باشي
(شاملو)

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...