<$SiKHooL$>

پنجشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۸۴

سازيدن

اگه نميدونين بگم كه من يه عود دارم. بله يه عود و نه عودي كه بسوزه. عود من ميسوزونه. سازم رو ميگم. بعد از اين همه تشويق به تحصيل و آدم حسابي شدن آخرش مطرب از آب دراومديم.من هم رفتم تو كار سازيدن.
هميشه اين نياز رو احساس ميكردم كه به سازي كه هميشه همراهم باشه لازم دارم. برا همين هم بود كه با اينكه يه سازي مثل پيانو رو كه جتي تو خونه هم داشتيم دنبال نكردم كه هر چي هم دوست داشته باشم اما نميتونه همراه باشه و من هم همراه ميخواستم. پس رفتم و يه ساز كه همراهم باشه و سايزش هم شبيه خودم باشه و بتونم بغلش هم بكنم گرفتم و با يه استاد خوب تازه شروع كردم به سازيدن.
استادم هم كه راضيه ازم و خيلي خوبه و كل هفته رو به اين پنجشنبه كه ميرم كلاس عود سر ميكنم.
تازگي ها دارم يه كتابي رو ميخونم به اسم "مدت احتضار" اين كتاب رو هميشه همراهم دارم و حجم اش هم زياد نيست و تنها چيزيه كه آرومم ميكنه و سبك ميشم.كتابي به غايت خاص كه اين روزا زياد شده و من خيلي خوشحالم كه نويسنده هاي جوون خوبي پيدا شدن.
يه جاي اين كتاب راجع به ساز زدن در ايرانه و ميگه چه جالبه كه در زبان ما نواختن و نوازش هم ريشه هستند. كسي كه ساز بدست ميگيره سازش رو نوازش ميكنه و به بداهه كشيده ميشه و همينطور ادامه ميده. از اين نوازش خيلي خوشم اومد. اينكه هنوز هم نكاتي به اين زيبايي وجود دارن كه حداقل من نميدونم يا متوجه شون نشدم. مثل درخت سيبي كه هر روز از كنارش رد ميشي و تا يكي ازش سيبي نكنه و نخوره و تو هم نبيني متوجه درخت سيب بودنش نميشي كه ميتونستي تو هم سهمي داشته باشي و نداشتي.

قدمم
مسافت را
در كوچه ها
لگدمال ميكند
جهنم درونم را
اما
چاره چيست؟
(ماياكوفسكي)

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...