<$SiKHooL$>

دوشنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۴

شلمرود

آقا امروز چه روزي بود.حالا باز من بگم.مگه حرف حساب حاليشه؟صد دفه گفتم هي نرو غذاي بيرون رو بخور.مريض ميشي ها ! حالا بيا و درستش كن.ديدي امروز چه بساطي راه انداخته بودي. آسمون رو ميگم. كلي حالش خراب بود. جورش رو ما كشيديم.گرچه اونايي كه تو خونه هاشون بودن خيلي حال كردن و از اين همه طبيعت كلي لذت بردن ، اما اونايي كه بيرون بودن باباشون اومد جلو چششون.باروني كه دردت بگيره انقدر تنده. بعد يه بادي بياد و لباست بشه كولر . طوري كه ندوني خونه خاله كدوم وره.
با تمام اين اوصاف من خيلي حال كردم. با اينكه داشتم ميلرزيدم از سرما ولي خيلي باحال بود.تا به امروز يه همچين باد و بارون تندي نديده بودم.
خدا نصببتون نكنه.تماشاي تقلاي مردم برا اينكه شايد بتونن از خيسي كه محاصره شون كرده بود فرار كنن. كسائي كه خودشون رو كشيده بودن كنار و تسليم سرنوشت شده بودن.تعجبي كه ممتد بود و قطع نميشد. انگار انتظار داشتند قطع بشه يا كم بشه. خلاصه مثل اينكه قرار نبوده كه هوا اينطوري بشه و بدتر اينكه ادامه هم پيدا كنه.
يه كسايي هم مثل من ميدونستن اوني كه داره ميباره نميشه باهاش قاطي نشد. اينم ميدونستن كه نميشه نشست به اميد تموم شدن واقعيت.كاش اينم ميدونستن كه ميشه از اين همه سرما و بارون و باد و اين همه بد بياري و تركيبي اينطور شديد به خنده افتاد و با خدا در خوشحالي اش همراه شدو به جاي بد و بيراه گفتن و ناراحت شدن بر اين آشفتگي سوار شد و يكي شد و ازش چيزي ياد گرفت ياد فهميدش يا لذيذش كرد.


توي ده شلمرود حسني تك و تنها بود
آي فلفلي آي قلقلي مياين با من بازي كنين
نه نميايم نه نميايم
نه فلفلي نه قلقلي نه مرغ زرد كاكلي
هيچ كي باهاش رفيق نبود
حسني نگو يه دسته گل
تر و تميز و تپل و مپل

آخ كه چقدر دلم برا مجيد و بي بي اش تنگ شده.
-چرا چيزي نميخوري؟ چرا حرف نميزني؟ آخه تو منو نصف جون كردي
-بي بي ، من ديگه چيز نمينيويسم. من ديگه نميخوام نويسنده بشم

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...