|
<$SiKHooL$> |
|
دوشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۴
قبلا اشاره كرده بودم كه عنوان ساختن برام شده عذاب ولي تا حالاش كه بخير گذشته و عنوان هام رو دوست داشتم.اين دفه ميخوام برا عنوان يه آهنگ بذارم.اشكالش چيه؟ايندفعه به جاي اينكه عنوان خوندني باشه،گوش دادنيه گرچه يه طوري هست كه اگه نداشتيدشم بتونيد تا حدودي حسش كنيد. امروز از اون روزها بود كه نميشه گفت خوب بود يا بد.خوب بود چون آرومم كرد،چون تونستم براي دوستم كاري كنم و ضمن اينكه يه كاري آخرش همونطور كه ميخواست به سرانجام رسيد.بد بود چون پر بودم. پر بودم از چيزايي كه برا هر كدومش ميتونستم هزارها اشك بريزم و با اين حال جايي بودم كه نمي شد و فقط ميتونستم تو خودم بمونم تا اتفاقي نيفته،فقط يه لمس كافي بود كه كل 3 ماه گذشته رو گريه كنم،فقط يه لمس... با اين حال اين دفه هم نتونستم لبخند نزنم كه نميشه به اين همه خوبي لبخند نزد با اينكه اين دفه هم نتونستم ازت پنهان كنم و ديدي echoes of silent cries منو كه نميتونم بيام اونحا و اومدي و ديدي تمومشو و اينكه پرم واينكه نميتونم و اينكه سخته و اينكه نتونستم جلو خودمو بگيرم و فقط تونستم كاري كنم كه ديگرون نبينن. من هم ديدم نتونستنت رو.ديدم كه ...ولش كن اصلا.
ظرف يه روز انگار 2 ماه برگشتم عقب... ولي نه بعضي چيزا توش برگشتي نيست.امروز هم داشتم برا خودم شعر ميخوندم و هيچكس هم تحويلم نميگرفت.ياد مادرم افتادم كه چقدر تو خودش ميريزه و بروز نميده و نميدونم چقدر تحمل داره كه اين همه دوري برادرام رو تحمل ميكنه و تازه به اينا هم ختم نميشه. كاش عشق را زبان سخن بود... به خودم ميگم آخه تو كه يه هفته هم نميتوني تحمل كني چطور ميخواي بذاري بري خارج؟اونجا كه منفجر ميشي. ولي نكته اينجاست كه قرار نيست كه بري، ميفرستنت.همين فرق كوچيك. چقدر تو احساس غرق بودم كه برا هر كلمه كه ميخواستم بگم يه لحظه سرم رو مياوردم بالا و وسطش دو قلپ هم ميخوردم و دوباره يه موج ديگه ميومد و من رو از دستت كه به سمتم دراز كرده بودي دور ميكرد و تلاش دوباره تا موفق شدي و منو از احساساتم نجات دادي. امروز با خودم ميگفتم كه چرا بايد بين اين همه كه به جايي نرسيدن تو عاقبت به خير بشي؟بعد ديدم كه اين كه آخرش چي ميشه مهم نيست.اينكه چطور و چرا اينطور شده مهمه. فرقش اينه كه ما بي چرا زندگان باشيم يا به چرا مرگ خود آگاهان؟ غير از اينه؟ گرم ياد آوري يا نه من از يادت نمي كاهم ترا من چشم در راهم (نيماي بزرگ) |
سيخول اكسپرس سيخول ميرزا فتوگراف چي رخداد عکاسي Fexon:Farsi Movie Database Daily Dose of Imagery کسوف راديو کالج پارک وبلاگ گروهي جمعي حقيقي خشم کوچه در مشت توست نشريه خاک گوسفندستان تا نيمه راه كارتاژ کوچه مردابي A Name For Nobody نيلگون سمياليسم رضا ناظم مينيمال ساز برگي در باد پاگرد استامينوفن قصه هاي عامه پسند سوشيانت نارنج و ترنج powered by blogger comments by HaloScan
گذشته محبوس...
اکتبر 2004
آوریل 2005
مهٔ 2005
ژوئن 2005
ژوئیهٔ 2005
اوت 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویهٔ 2006
فوریهٔ 2006
مارس 2006
آوریل 2006
مهٔ 2006
ژوئن 2006
ژوئیهٔ 2006
اوت 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
نوامبر 2006
دسامبر 2006
ژانویهٔ 2007
فوریهٔ 2007
مارس 2007
آوریل 2007
مهٔ 2007
ژوئن 2007
ژوئیهٔ 2007
اوت 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویهٔ 2008
فوریهٔ 2008
اوت 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
فوریهٔ 2010
|