|
<$SiKHooL$> |
|
جمعه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۴
از پنج شنبه هر كي رو ميبينم ميگم كه من از فلان جا تا خونه پياده اومدم و يعني كار مهم يا گنده اي انجام دادم و انتظار دارم مخاطبم كلي تعجب كنه و اون وقت من هم كيف كنم .حالا اينكه اين راه رفتن به عنوان چطوري مربوط ميشه از اونجا ناشي ميشه كه تو اين پياده روي ما از كنار يه مغازه كتاب فروشي داشتيم رد ميشديم كه گفتيم رفتن توش ضرري كه نداره،حال و هوامون هم عوض ميشه.اسمش هم شهر كتاب كامرانيه(نياوران) بود و خلاصه اينكه اونجا يه قسمتي بود كه نمايشگاه بود و توش پر از كارهاي نقاشي و چوب. كه اين كاراي چوبش خيلي باحال بود.داشتيم همينطور نگاه ميكرديم كه اون خانوم كه اونجا بود و مسؤلش هم،اومد و گفت كه ايني كه نشونم دادي يه شيطون چوبيه.آقا ما رو ميگي هر چي سروته اش كرديم نفهميديم ولي حق با او بود و اون واقعا شيطون بود.حالا اگه دوست داري يه شيطون خونگي داشته باشي يه عالم پول بذار تو كيفت و برو سراغش.ولي اگه تونستين و حالشو داشتيد حتما يه سر بزنيد.كاراي قشنگي داشت،ضمن اينكه اون خانوم هم توضيحاتش خيلي به زيبايي كار مي افزود.
*در اين نوشته منظور از ما همراهي كسي نبوده و اين هم دليل بر دو شخصيتي بودن من نيست.فقط دچار كمي خود تحويل گيري مسري شدم. مواظب خودتون باشيد |
سيخول اكسپرس سيخول ميرزا فتوگراف چي رخداد عکاسي Fexon:Farsi Movie Database Daily Dose of Imagery کسوف راديو کالج پارک وبلاگ گروهي جمعي حقيقي خشم کوچه در مشت توست نشريه خاک گوسفندستان تا نيمه راه كارتاژ کوچه مردابي A Name For Nobody نيلگون سمياليسم رضا ناظم مينيمال ساز برگي در باد پاگرد استامينوفن قصه هاي عامه پسند سوشيانت نارنج و ترنج powered by blogger comments by HaloScan
گذشته محبوس...
اکتبر 2004
آوریل 2005
مهٔ 2005
ژوئن 2005
ژوئیهٔ 2005
اوت 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویهٔ 2006
فوریهٔ 2006
مارس 2006
آوریل 2006
مهٔ 2006
ژوئن 2006
ژوئیهٔ 2006
اوت 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
نوامبر 2006
دسامبر 2006
ژانویهٔ 2007
فوریهٔ 2007
مارس 2007
آوریل 2007
مهٔ 2007
ژوئن 2007
ژوئیهٔ 2007
اوت 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویهٔ 2008
فوریهٔ 2008
اوت 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
فوریهٔ 2010
|