<$SiKHooL$>

یکشنبه، فروردین ۲۱، ۱۳۸۴

حمال

نه بابا شما رو نميگم كه. خودمو ميگم. نه خير خجالتم نداره كه هيچ باعث كلي افتخاره.
تو اين دوره زمونه كار شرافتمندانه كردن به اين سادگياهم نيست. جاتون خالي خصوصا جاي برادران گرامي و خاله و پسرخاله كه يه خونه رو كه كثافت از سرو روش مي باريد يك روزه كرديم عين يه دسته گل. بريد ببينم اينكاره هستيد يا نه. هه فكر كردين حمالي سادست يا الكيه؟ نه دوست من پشتش يه عالم تجربه و تكنبك و تاكتيك خوابيده.
بعله همونطور كه عرض ميكردم در هيات حمالي دست به كار شديم و از فرش شستن گرفته تا شيشه و آشپزخونه
خلاصه اينكه شب خواستيم سر به بالين بنهيم كه كمرمون گفت تا الان گرم بودي حاليت نبود. حالا بخواب كه برنامه داريم. آقا نشون به اون نشون كه ما فرداش دچار طرح ترافيك شديم و هر جايي و هر جوري كه مي خواستيم نميتونستيم بريم.
ولي با اين حال نمي دونم چي بود كه حماليه خيلي چسبيد. نميدونم شايد قضيه اون شعرست كه ميگه: هر كسي كو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش

اميدوارم يه بار تجربه كنيد. جدي ميگم از اوناست كه مي ارزه. تجربه نابيه

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...