<$SiKHooL$>

یکشنبه، فروردین ۲۱، ۱۳۸۴

عقلانيت در بيشه احساس

خيلي بده آدم خودش برا خودش مسأله درست كنه كه هيچ دليلي براش نداشته باشه ضمن اينكه هيچ راه حلي هم برا بر طرف كردنش نباشه.
خيلي بدتره كه آدم يك بار اين كار رو كرده باشه وباز هم تكرارش كنه.چه برسه به اينكه يكي اصلا كارش همين باشه.
الان خير سرم سر كلاس اقتصاد كشاورزي هستم با نيم ساعت تأخير كه خب، پيش خدا بودم.نمي تونستم وسط حرف پاشم بيام سر كلاس.
ولي خب حالا ياد گرفتم.يكم حواسم جمع تره.اگر هم اينجوري ميشم باز حداقل ميدونم نبايد اينجوري باشم يا سعي ميكنم بهتر بشم.
يكي از كارهايي هم كه بايد بكنم كنترل خودمه. يجور تسلط بر نفس. بيشتر از ايني كه هست. شايد تو خيلي مسائل خيلي تسلط داشته باشم ولي خب هر كس يه جا ضعف داره.اميدوارم كه خيلي سخت نباشه.
خب كلاس تموم شد.منم ديگه برم سراغ كار خودم. نميدونم چرا چند وقته كلاس انقده زود تموم مي شه.

سيخول اكسپرس
سيخول ميرزا فتوگراف چي
رخداد
عکاسي
Fexon:Farsi Movie Database
Daily Dose of Imagery
کسوف
راديو کالج پارک
وبلاگ گروهي جمعي حقيقي
خشم کوچه در مشت توست
نشريه خاک
گوسفندستان
تا نيمه راه
كارتاژ
کوچه مردابي
A Name For Nobody
نيلگون
سمياليسم
رضا ناظم مينيمال ساز
برگي در باد
پاگرد
استامينوفن
قصه هاي عامه پسند
سوشيانت
نارنج و ترنج
powered by blogger
comments by HaloScan
گذشته محبوس...